بادوستان
مطالبی خواندنی در مورد موضوعات اخلاقی وعرفانی وقرآنی
جمعه 30 تیر 1396 :: نویسنده : مهدی

ملك: توجهى بعباسى كرد و گفت: چه میگوئى درباره قضیّه: خالد بن ولید؟؟؟.

عباسى: گفت: أبو بكر مصلحت چنان دیده كه مانع حدّ خوردن خالد شود.

 [اشتباه ابو بكر]

علوى: جدّا تعجب است، حقّا تعجّبست؟ سبحان اللّه، چه مصلحتى اقتضا داشت كه خالد، یك نفر شخص نیكوكار جلیل القدر را بقتل برساند و با همسر او بلا فاصله زنا كند، و بدون حدّ و عقوبت بماند، و در حمایت أبو بكر قرار گیرد؟ بنوعى كه او را سرپرست و:رئیس لشكر نماید، و درباره‏ اش بگوید: سیف سلّه اللّه خالد شمشیریست كه خداوند او را كشیده، آیا شمشیر خدا، كفّار را میكشد، یا مؤمنین را میكشد؟ و آیا: شمشیر خدا: حفظ مینماید حیثیّت و آبروى خانوادگى و ناموس مسلمان را، یا: عمل نامشروع انجام میدهد با ناموس مسلمانان؟؟؟!.

عباسى: معذرت میخواهم جناب آقاى علوى، همه میدانیم كه أبو بكر خطا و اشتباه بزرگى را مرتكب شد و لكن عمر جبران كرد اشتباه او را.

علوى: بلى، آقاى عباسى، جبران اشتباه آنست كه: حدّ زنا بزند بخالد و سپس او را بكشد براى آنكه‏

مسلمانان با ایمان را كشته، و میدانیم كه عمر چنین نكرد، پس عمر خطا كرد همانند أبو بكر كه مرتكب خطا شد

مسلمانان با ایمان را كشته، و میدانیم كه عمر چنین نكرد، پس عمر خطا كرد همانند أبو بكر كه مرتكب خطا شد

[اسائه ادب ابو بكر بحضرت زهراء (ع)]

ملك: جناب آقاى علوى، شما گفتید كه أبو بكر اسائه أدب نمود بفاطمه زهراء دختر رسول خدا (ص)؟

چه اسائه و بی ‏أدبى نموده بفاطمه؟؟؟.

علوى: أبو بكر بعد از اینكه با زور شمشیر و تهدید از مردم بیعت گرفت، عمر و قنفذ و خالد بن ولید و أبو- عبیده جرّاح با چند نفر

منافق دیگر را فرستاد بدرب خانه: علىّ و فاطمه علیهما السّلام، و عمر دستور داد، هیزم آوردند و آتش زد درب خانه فاطمه را،

خانه‏ اى كه چه بسیار میشد رسول خدا صلّى اللّه علیه و آله درب آن مى‏ ایستاد و میفرمود: السّلام علیكم یا أهل بیت النبوّه، سلام

بر شما اى خاندان نبوّت، و گاهى آن قدر مى‏ ایستاد تا اذن ورود داده میشد، یك چنین خانه‏اى را آتش بدربش زد؟ و هنگامى كه

فاطمه پشت درب خانه آمد تا عمر و همراهیانش را ردّ كند، عمر، فاطمه‏ را بین درب و دیوار چنان فشارى سخت داد كه منجر بسقط

جنین شد، و میخ درب خانه بسینه مباركه حضرتش فرو رفت، و صداى ناله بى‏بى حضرت فاطمه بلند گشت و فرمود: أبتاه یا رسول اللّه

انظر ما ذا لقینا بعدك من ابن الخطاب و ابن أبى قحافة بابا، اى رسول خدا: بنگر كه بر سر ما چه مى‏آورد، عمر و ابو بكر؟؟

 

 

 





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
جمعه 2 تیر 1396 :: نویسنده : مهدی

عباسى: فرض مستقیم بقول شما كه عمر خطاكار بود و غصب خلافت را كرده و اینكه حقّ و حقیقت تغییر و تبدیل ساخته، نسبت به أبى بكر چه میگوئید؟ چرا او را به خلافت قبول ندارید شما شیعیان؟؟؟!.

علوى: براى چند جهت او را بخلافت قبول نداریم كه دو جهت آن را بیان میكنم:

أوّل: جسارتى كه بساحت مقدّسه  حضرت فاطمه زهرا سلام اللّه علیها دختر رسول خدا صلّى اللّه علیه و آله و سلّم كرد، با اینكه سیّده- زنان عالم (از: آدم تا خاتم) است؟.

دوّم: اینكه مجرم زانى، خالد بن ولید، را حد نزد

ملك: با تعجّب، پرسید: خالد مجرم و گناهكار است‏

علوى: بلى، مجرم و گناهكار است.

ملك: جرم و گناهش چه بوده؟!

علوى: جرمش آنست كه: أبو بكر او را بسوى صحابى‏ جلیل بزرگوار: مالك بن نویره، كه رسول خدا صلى اللّه علیه و آله بشارت به بهشتش داده، فرستاد، و أمر و دستورش داد كه مالك و قبیله‏اش را بكشد، خالد با لشكرش بسوى مالك روانه گردید، مالك چون خالد را با لشكرى دید، دستور داد بقومش كه مسلّح شوند

خالد پس از نزدیك شدن، متوسّل بحیله شد و بدروغ قسم یاد كرد كه: قصد سوء و بدى ندارد با آنها، بلكه شب را بعنوان مهمان در پیش مالك و قبیله او بسر میبرد، و صبح میرود، چون بقصد جنگ با آنها نیامده.

مالك از گفته خالد اطمینان پیدا كرد، زیرا خالد را- مسلمان میدانست، و فكر میكرد كه براستى سوگند بخدا یاد میكند، از این جهت خود و قبیله‏ اش أسلحه را بر زمین، گذاشتند (و سرگرم پذیرائى آنها شدند)، تا اینكه وقت نماز فرا رسید، مالك با قبیله خود مشغول نماز شدند، در این هنگام خالد مكار حیله‏ گر با لشكریانش‏ حمله كردند و مالك و قبیله‏ اش را كشتند (و زنانشان را بأسیرى گرفتند)، خالد روباه صفت همان شب بزور و تهدید با همسر مالك، چون زیبا بود، عمل نامشروع مرتكب شد، و (دامن پاك زن مؤمنه‏اى را آلوده ساخت و) شب را با عیش و عشرت بسر برد، و از أموال مالك و قبیله او غذاهاى گرم و خوش طعم پختند و خوردند،

پس از بازگشت بمدینه، و مطلع شدن أبو بكر و عمر از رفتار ناشایست خالد با مالك و عمل نامشروع او، عمر خواست خالد را مورد بازخواست و تقاص قرار دهد و حدّ بر او جارى سازد، أبو بكر شدیدا مانع عمر شد و بسختى طرفدارى از خالد نمود، و با این كمك و همراهى، خون تعدادى از مسلمانان را هدر داد، و حدّى از حدود الهى را متروك نمود (و قاتل و زناكارى را در پناه خود در حدّ نهایت حفظ و حراست كرد، این بود گناه خالد توسط أبو بكر؟).

ملك: با حالت نگرانى و بهت زده بوزیر گفت: آنچه را كه آقاى علوى بیان كرد صحیح است؟ و أبو بكر و خالد چنین أعمال خلاف اسلام و انسانى مرتكب شدند

 

وزیر: بلى مرتكب شده‏اند، و مورّخین متذكرند «تاریخ ابو الفداء ج 1 ص: 158، تاریخ طبرى ج 1 ص 241، تاریخ ابن اثیر ج 3 ص 149، تاریخ ابن عسا- كر ج 5 ص 105، تاریخ ابن كثیر ج 6 ص 21  »

ملك: اگر چنین است، پس چرا بعضى از- مسلمانان خالد را سیف اللّه (شمشیر خدا) نامیده‏اند

علوى: خالد شمشیر شیطانست (نه شمشیر خدا) و چون دشمنى داشت با علىّ بن أبی طالب علیه السّلام، و در سوختن درب خانه حضرت فاطمه علیها السّلام همراهى و همكارى داشت با عمر، از این جهت بعضى از أهل سنّت (ندانسته و نفهمیده، و یا بواسطه عداوت با خاندان عصمت- علیهم السّلام) او را: سیف اللّه، لقب دادند.

 

 





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


درباره وبلاگ

نقل مطالب با ذکر آدرس وبلاگ بلا مانع است
مدیر وبلاگ : مهدی
نویسندگان
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :

                    
 
 
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic