بادوستان
مطالبی خواندنی در مورد موضوعات اخلاقی وعرفانی وقرآنی
جمعه 15 دی 1396 :: نویسنده : مهدی

 [ملكشاه اظهار تشیع مینماید]

چون سخن را آقاى علوى بدینجا رسانید چهره‏ ملكشاه شكفته شد، و آثار خورسندگى در وجناتش نمایان گشت، و بتمام حضّار نظرى افكند و گفت: همه بدانید و آگاه باشید، در این مدّت سه روز متوالى (كه از مبانى علمیّه و مبادى عالیه استفاده نمودم، و دلائل طرفین را استماع نمودم، و مطالب نشنیده شنیدم، و حقّا مستبصر و بینا شدم و)- اطمینان خاطر پیدا كردم بحدّ یقین، و دانستم كه طریقه شیعه (امامیّه) مذهب بر حقّ است؟ و حقّ با آنها است در هر چه میگویند، و بآن معتقد میباشند، و مذهب أهل سنّت باطل، و عقیده، آنان بر خلاف و منحرف از حقیقت است؟ و من به هیچ عنوان متعصّب نیستم، و در هركجا و هر طرف حقّ را ببینم، بآن اعتراف مینمایم، و چون خوش ندارم جزو أهل باطل باشم در دنیا، و أهل آتش در آخرت، بهمین جهت در این مجلس بزرگ و با عظمت: در حضور همه شما اظهار تشیّع مینمایم و از همین الآن بمذهب شیعه گرایش پیدا كردم، و مذهب غیر شیعه را باطل میدانم، و هر كه دوست میدارد با من باشد، بمذهب شیعه درآید براى خوشنودى خداوند، و خود را از تاریكى جهل و باطل نجات دهد، و وجود خویش را بسوى نور و حقّ و حقیقت سوق دهد

 [گفتار نظام الملك درباره تشیع‏]

وزیر: گفت: من كاملا و بطور تحقیق و یقین میدانستم كه مذهب شیعه بر حقّ است، نه آنكه امروز و در این جلسات فهمیده باشم و حقیقت برایم كشف شده باشد، بلكه از زمانى كه شروع بدرس و تدریس نمودم تشخیص دادم، (و بواسطه تقیّه نمیتوانستم بگویم و اظهار كنم) و لذا: امروز شیعه بودن خود را در این محضر اعلان و اعلام مینمایم بطور رسمى.

و بهمین مناسبت بعضى از علماى غیر متعصّب و وزراء و سران لشكرى و كشورى و منشیان و نویسندگان حاضر در مجلس كه هفتاد نفر بودند،، بمذهب شیعه در آمدند.

[تصمیم بر شهادت ملكشاه و خواجه نظام الملك‏]

و با یك دنیا تأثّر و تأسّف، بعضى از علماى أهل سنّت اصرار داشتند بر باقى ماندن بر گمراهى و مذهب باطل خود، زیرا: فكر و قلبى داشتند بمصداق آیه شریفه وافى هدایه: «فَهِیَ كَالْحِجارَةِ أَوْ أَشَدُّ قَسْوَةً» دلهایشان چون سنگ یا سخت‏تر از آن (بقره)

و مخفیانه جلسه تشكیل میدادند بر ضدّ ملكشاه و خواجه نظام الملك، تا جائى كه تصمیم كشتن این دو نفر را گرفتند، و در: روز 12 ماه رمضان سال 485 هجرى قمرى غفلتا خواجه را شهید نمودند، و بعد از هجده روز ملكشاه را بشهادت رسانیدند « (ف إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَیْهِ راجِعُونَ)»

آرى: همانند بسیارى از علماى شیعه و بزرگان شیعه كه بدرجه رفیعه شهادت رسیدند، در راه خدا و راه حقّ و حقیقت و ایمان، خواجه نظام الملك و ملكشاه باین مقام عالى ارجمند نائل گشتند، حقّا: گوارا باد بر آنها و براى هر كسى كه در راه خدا شهید شدند؟.

 

 

 

 

 

 





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
جمعه 1 دی 1396 :: نویسنده : مهدی

 

[تقلید كوركورانه‏]

عباسى: تقلید و پیروى از أئمّه چهار مذهب (حنفى حنبلى، مالكى، شافعى) راه و روشى است كه ما أهل سنّت در پیش گرفته‏ ایم؟.

علوى: این چنین نیست كه گفتید؟ بلكه بعضى از امراء و رؤساء و زمامداران شما، مجبور نمودند شما را و باین راه و روش واداشتند؟ و شما كوركورانه و چشم‏ بسته و گوش بسته پیروى كردید!؟ و لذا: دلیل و برهانى براى حقّانیّت مذهب خود ندارید؟؟؟

عباسى: چون جوابى نداشت، ساكت ماند.

  [من مات و لم یعرف امام زمانه‏]

علوى: جناب ملك بدانند كه: من شهادت مى‏دهم كه این آقاى عباسى از أهل جهنّم است اگر با این عقیده‏اى كه دارد از دنیا برود.

ملك: جناب آقاى علوى شما از كجا میدانید و یقین دارید كه ایشان أهل جهنّم هستند؟؟؟.

علوى: از آنجائی كه روایت شده از رسول خدا صلى اللّه علیه و آله كه میفرموده: من مات و لم یعرف امام زمانه مات میتة الجاهلیّة، هر كه بمیرد و نشناخته باشد امام زمان خود را، مرده است- مردن مردم زمان جاهلیّت، استدعا دارم از ملك كه از آقاى عباسى بپرسند: امام زمان ایشان كیست‏

عباسى: این حدیث جعل است و از پیغمبر نرسیده‏

ملك: بوزیر گفت: آیا رسیده است این حدیث، از رسول اللّه (ص)؟؟؟.

 وزیر: بلى، از آن حضرت نقل گردیده‏ (شرح ابن أبى الحدید ج 3 ص 262، ریاض الصالحین نووى، ص 164، جمع بین الصحیحین حمیدى، شرح عقاید نسفى تفتازانى، ینابیع الموده، ص 117)

ملك: سخت خشمناك شد و آثار غضب در چهره‏اش، كاملا نمایان گردید و توجّه بعباسى كرد و بالحنى خشن گفت: گمان میكردم آقاى عباسى كه تو موثّق و مورد اعتبار و اعتماد و راستگو هستى، ولى الآن: بر ما روشن شد از هر جهت كه دروغگو هستى؟

عباسى: (متوسّل بحیله شد و) گفت: من امام زمان خود را مى‏شناسم.

علوى: پرسید: امام زمان شما كیست؟؟؟.

عباسى: امام زمان من جناب ملك هستند.

علوى: جناب ملك توجّه بدروغگوئى آقاى عباسى دارند و مشاهده مینمایند كه چگونه تملّق میگوید و چاپلوسى مینماید؟ (و براى انحراف مطلب چنین سخنى میگوید)

ملك: بلى، میدانم دروغ میگوید، و من خودم را بخوبى میشناسم كه لیاقت مقام امام زمانى مردم را ندارم، زیرا: عالم نیستم، چیزى نمیدانم، و بیشتر اوقات عمرم صرف شكار و رسیدگى بامور ادارى، و گاه:

صرف كارهاى بیهوده میشود (و این خلاف مقام امامست) جناب آقاى علوى امام زمان شما كیست؟؟؟؟؟؟؟

علوى: امام زمان در نظر و عقیده من حضرت- مهدى عجّل اللّه تعالى فرجه الشّریف است كه قبلا مختصرى درباره آن حضرت سخن گفته شد از حضرت:

رسول صلّى اللّه علیه و آله و سلّم كه هر كس آن حضرت را بشناسد و معتقد باشد و بمیرد، على التحقیق مسلمان و مؤمن مرده، و أهل بهشت است، و هر كه آن حضرت را نشناسد، و معتقد بامامت و غیبت وجود مقدّسش نباشد و بمیرد، بطور مسلّم در جهنّم است‏ و محشور با مردم زمان جاهلیّت خواهد بود

______________________________
عقیده بوجود مقدس حضرت مهدى (عج) اختصاص بشیعه ندارد، بلكه در كتب فریقین كاملا مضبوط است و بسیارى از افاضل علماى اهل تسنّن معترفند، از جمله شیخ سلیمان بلخى حنفى در ینابیع الموده باب سوم، و باب 76، و باب 77، و از باب 71 تا 86 را- اختصاص داده بحالات حضرت مهدى، و سمهودى شافعى در جواهر العقدین، ابن حجر مكى در صواعق محرقه ص 124، طبرانى در اوسط، احمد بن حنبل در مسند، ابو داود در سنن، ابن ماجه در سنن، ابن طلحه در مطالب السئول، حموینى در فرائد السمطین نسائى در سنن، نور الدین جامى در شواهد النبوه، بلاذرى در مسلسلات، محمد بن یوسف گنجى شافعى در البیان فى اخبار صاحب الزمان، ابن صباغ مالكى، در فصول المهمه، میر سید على همدانى شافعى در موده القربى، و صلاح الدین صفدى در شرح الدائره جمال الدین شیرازى در روضه الاحباب، بیهقى در- صحیح، محى الدین عربى در فتوحات

 

 

 

 





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


درباره وبلاگ

نقل مطالب با ذکر آدرس وبلاگ بلا مانع است
مدیر وبلاگ : مهدی
نویسندگان
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :

                    
 
 
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات