تبلیغات
بادوستان - دوازده گفتار درباره حضرت مهدى ع‏ 8
بادوستان
مطالبی خواندنی در مورد موضوعات اخلاقی وعرفانی وقرآنی
شنبه 16 آبان 1394 :: نویسنده : مهدی

در بحث ظهور و بروز كرامات امام عصر سؤالى مطرح مى‏ شود و آن اینكه اگر خداوند به بعضى از بندگان برگزیده و ممتاز خود قدرت فوق العاده‏اى مرحمت كند و او بتواند دردها را درمان كند و استغاثه‏ ها را جواب. بدهد آیا با مسئله توحید منافات دارد؟

سنّت لا یتغیر الهى‏

خداوند متعال جهان را بر اساس اسباب و مسببات قرار داده است. اگر كسى گرسنه شد باید به سراغ غذا برود و اگر تشنه شد باید به آب پناه ببرد و اگر بیمار شد به‏ سوى دارو و درمان برود و...

و این خداوند متعال است كه این خواص را درون گیاهان و ریشه درختان قرار داده یعنى در روغن زیتون و عسل و سیب و انجیر و گل گاو زبان و سبزیجات و میوه‏جات و... خاصیت درمانى قرار داده است و همچنین در زهر و سمّ مار خواصى را به ودیعه‏ گذارده كه مى‏ تواند بعضى از دردهاى صعب العلاج بشرى را درمان كند.

اینك سؤال این است كه اگر كسى دنبال این اسباب برود، آیا مورد سرزنش عقلا قرار مى‏گیرد؟ و آیا مى‏ توان گفت كه بر خلاف دستورات شرع مقدس حركت كرده است؟ و آیا مى‏ توان به او نسبت شرك داد و بگوییم این عمل با توحید منافات دارد؟

قطعاً جواب این سؤالها، منفى است.

پیروان مكتب اهل بیت و شیعه اثنا عشریه مدعّى هستند كه بر اساس ادلّه فراوان خداوند متعال به نفوس قدسیه همانند انبیاء عظام و ائمه اطهار علیهم السلام قدرتى داده كه دیگران فاقد آن مى‏ باشند. و سپس بندگان را به آن‏ها ارجاع داده وبا این بزرگان عالم خلقت مرتبط ساخته است.

ادلّه‏اى كه این مدّعا را ثابت مى‏كند

قرآن با صراحت تمام براى بعضى از انبیاء و بلكه انسان‏هاى ممتاز این قدرت فوق‏ العاده را بیان نموده و آن‏ها را داراى نیروى تصرف در جهان خلقت معرفى مى‏ نماید، در این رابطه به دو نمونه اشاره مى ‏شود.

1- در رابطه با حضرت مسیح علیه السلام آمده است؟

«من نشانه‏اى از طرف پروردگار شما، برایتان آورده ‏ام، من از گِل چیزى به شكل پرنده مى ‏سازم سپس در آن مى ‏دمم و به فرمان خدا پرنده‏اى مى‏ گردد، و با اذن خدا كور مادر زاد و مبتلایان به برص یعنى پیسى را بهبودى مى‏ بخشم و

مردگان را به اذن خدا زنده مى‏ كنم و از آنچه مى‏ خورید و در خانه‏ هاى خود ذخیره مى ‏كنید، به شما خبر مى ‏دهم، مسلّماً در اینها، نشانه‏اى براى شما است اگر ایمان داشته باشید.»

حضرت عیسى مى‏ فرماید من گِل را به صورت كبوتر و پرنده مى‏ سازم و من در آن مى‏ دمم من كور مادر زاد و بیمار مبتلا به برص را شفا مى ‏دهم و من مرده را زنده مى‏ كنم و بالاخره من از غیب به شما خبر مى‏ دهم منتهى این قدرت را خداوند در وجود من قرار داده و براى به كارگیرى آن نیز با اذن و رضایت او بكار گرفته مى‏ شود. پس معلوم مى‏ شود خداوند به ایشان این قدرت و توان را داده و اگر بندگان مبتلاى خود را به این انسان‏هاى ممتاز ارجاع بدهد مانعى ندارد؟

آیا مى‏ توان گفت: بهره‏ گیرى از خواص گل گاوزبان براى درمان مانعى ندارد اما پناه بردن به حضرت عیسى براى بهره‏ گیرى از قدرت نفسانى و الهى او شرك محسوب مى‏ شود!!

 

2- در سوره مباركه نمل حكایت خبر آوردن هدهد را براى سلیمان بازگو مى ‏كند، و سلیمان را از مملكتى به ‏نام سبا و پادشاه آن به‏نام بلقیس و از اوضاع و احوال حكومت و مملكت مطلع مى‏ سازد. سلیمان به اطرافیان خود مى‏ گوید: كدام یك از شما تخت او را براى من حاضر مى‏ كنید قبل از این‏كه آنها تسلیم‏ وار پیش من آیند؟ فردى كه از طائفه جنّیان بود و قرآن از آن به (عفریت) نام برده گفت: من آن را مى‏ آورم قبل از اینكه از جاى خود برخیزى اما انسانى كه به تعبیر قرآن به او علم و دانشى داد شده بود به حضرت سلیمان گفت: پیش از آنكه چشم بر هم بزنى آنرا نزد تو خواهم آورد.

در روایات آمده آن شخص عاصف بن برخیا بود و نكته قابل توجه این است كه فردى عادى از چنین قدرتى برخوردار است و مى‏ تواند در جهان خلقت دخل و تصرّف كند و به چشم برهم زدنى تخت بلقیس را از فرسخ‏ها فاصله حاضر كند و حضرت سلیمان هم از قدرت و توان او استفاده مى ‏نماید

محدث بزرگ شیخ كلینى در اصول كافى (باب الحجة) روایاتى نقل نموده كه اسم اعظم الهى داراى 73 جزء است و 72 جزء آن در اختیار ائمه اطهار علیهم السلام است.

و حال آنكه عاصف بن برخیا كه توانست تخت بلقیس را با یك چشم برهم زدن مقابل سلیمان حاضر كند از یك جزء اسم اعظم برخوردار بود، تفاوت ره از كجاست تا به‏ كجا

 

روایتى را از أبى سعید خدرى نقل مى‏كند و مى‏ گوید: به رسول خدا صلى الله علیه و آله عرض كردم: مراد از آیه‏ «قالَ الَّذِی عِنْدَهُ عِلْمٌ مِنَ الْكِتابِ» كیست؟ فرمود: وصى برادرم، سلیمان بن داود. عرض كردم یا رسول اللَّه مراد از آیه‏ «قُلْ كَفى‏ بِاللَّهِ شَهِیداً بَیْنِی وَ بَیْنَكُمْ وَ مَنْ عِنْدَهُ عِلْمُ الْكِتابِ» كیست؟ فرمود: برادرم على بن ابیطالب علیه السلام.

 

(مفسرین عامه سعى كرده‏اند كه «من عنده علم الكتاب» را منطبق كنند با چند نفر از علماء اهل كتاب‏مانند تمیم دارى و جارود مخصوصاً روى عبداللَّه بن سلام پافشارى مى‏ كنند كه علامه طباطبائى مى‏ فرماید: سوره رعد به اتفاق فریقین مكّى است و هرگز در مكه از علماء اهل كتاب ایمان نیاورده ‏اند..)

اگر مقدارى از علم كتاب كه در نزد عاصف بود و توانست آن قدرت نمائى را بكند و خواسته سلیمان را جامه عمل بپوشاند مولاى متقیان على بن ابیطالب علیه السلام چه قدرتى خواهد داشت؟!

 

 





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.


درباره وبلاگ

نقل مطالب با ذکر آدرس وبلاگ بلا مانع است
مدیر وبلاگ : مهدی
نویسندگان
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :