تبلیغات
بادوستان - عید غدیر مبارک
بادوستان
مطالبی خواندنی در مورد موضوعات اخلاقی وعرفانی وقرآنی
جمعه 10 مهر 1394 :: نویسنده : مهدی
عید ولایت ، عید غدیر خم بر دوستان وشیعیان امیر المومنین مبارک باد.
الحمد لله الذی جعلنا من المتمسکین به ولایت
علی امیر امومنین (ع).



اصبغ بن نباته گفت: وقتى على علیه السلام به خلافت نشست و با او بیعت كردند به سوى مسجد آمد با عمامه پیامبر و برد آن جناب را بر تن داشت نعلین پیامبر صلى الله علیه و آله را به پا داشت و شمشیر ایشان را بر كمر داشت بر منبر بالا رفت و در روى منبر نشست. سپس فرمود...‏ به آن خدائى كه دانه را شكافت و انسان را آفرید اگر از من بپرسید از هر آیه قرآن در شب نازل شده یا در روز مكّى است یا مدنى در سفر نازل شد یا در حضر ناسخ است یا منسوخ و محكم است یا متشابه و تأویل و تنزیل آن چیست به شما خبر خواهم داد.

مردى از جاى حركت كرد كه ذعلب نام داشت و بسیار زبان‏ آور بود و سخنور( و در دل گفت پسر ابى طالب بر روى پله‏ هاى منبرى دشوار بالا رفت امروز با سؤالهاى خود او را شرمنده مى‏كنم ) گفت یا امیر المؤمنین آیا پروردگار خود را دیده‏ اى؟ فرمود واى بر تو ذعلب خدائى را كه ندیده باشم نمى ‏پرستم. گفت چگونه دیده‏اى براى ما توصیف كن. فرمود واى بر تو. چشمها با مشاهده نمى‏ بینند او را ولى دلها با حقیقت ایمان او را مى ‏بینند. واى بر تو ذعلب! خداى من به بعد و حركت و سكون و قیام و ایستادن و آمدن و رفتن توصیف نمى ‏شود. لطیف لطیف است اما به لطافت توصیف نمى‏ شود.

عظیم دارى عظمت است اما به عظمت توصیف نمى ‏شود. رؤف بخشنده است اما به رقّت و دلسوزى توصیف نمى ‏شود. مؤمن است نه با عبادت مدرك است نه با حواس گوینده است نه با لفظ او در اشیاء است نه با ممزوج شدن خارج از اشیاء است نه با جدائى برتر از هر چیز است داخل در اشیاء است نه چون اشیاء كه در یك دیگر داخل مى‏ شوند و خارج از اشیاء است نه مانند چیزها كه از هم جدایند.

ذعلب بر زمین افتاد و غش كرد و گفت به خدا قسم چنین جوابى نشنیده بودم‏ دیگر به خدا قسم چنین كارى نمى ‏كنم.

سپس فرمود سلونى قبل ان تفقدونى‏

مردى از انتهاى مسجد كه بر عصاى خود تكیه كرده بود و از میان مردم رد مى‏ شد تا نزدیك به آن جناب رسید گفت یا امیر المؤمنین مرا به عملى راهنمائى فرما كه خداوند مرا از آتش نجات بخشد. فرمود:

بشنو، بعد بفهم، سپس یقین كن. دنیا به پا ایستاده به سه چیز: به عالمى كه علم خود را به كار برد و به ثروتمندى كه بخل نورزد، به مال خود بر اهل دین خدا و به فقیر شكیبا. وقتى عالم بپوشاند علم خویش را و ثروتمند بخل ورزد و فقیر صبر نكند در چنین موقعى مرگ و بدبختى است در چنین موقعى خداشناسان مى‏فهمند كه دنیا به عقب برگشته و به كفر تبدیل شده بعد از ایمان.

اى سئوال‏ كننده! فریب مساجد زیاد را نخورى و اجتماع مردمى كه گرد هم آمده‏اند اما دلهاى آنها به هم پیوسته نیست. بدانید مردم سه قسمند: زاهد، راغب و صابر. اما زاهد اگر چیزى از دنیا به دست آمد شاد نمى‏شود و اگر چیزى از دستش رفت محزون نمى‏گردد. اما صابر به دل آرزوى دنیا را دارد اگر چیزى به دست آورد از آن كناره مى‏گیرد چون مى‏داند عاقبت بدى دارد. اما راغب به دنیا باكى ندارد كه از حلال بدست آورد یا حرام.

گفت علامت مؤمن در این زمان چیست؟ فرمود متوجه وظیفه خویش است كه چه خدا بر او واجب نموده علاقمند به آن مى ‏شود و چه مخالفت دستور خدا است از او متنفر است گرچه دوست نزدیكش باشد. گفت صحیح مى ‏فرمائید یا امیر المؤمنین. بعد آن شخص غائب شد و ما ندیدیم او را. مردم به دنبالش رفتند پیدایش نكردند. امیر المؤمنین علیه السلام تبسمى نمود سپس فرمود چه مى‏ كنید او برادرم خضر علیه السلام بود.( احتجاجات، ج‏2، ص115)

 

 

 

 

 






نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.


درباره وبلاگ

نقل مطالب با ذکر آدرس وبلاگ بلا مانع است
مدیر وبلاگ : مهدی
نویسندگان
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :