تبلیغات
بادوستان - دوازده گفتار درباره حضرت مهدى ع‏ 4
بادوستان
مطالبی خواندنی در مورد موضوعات اخلاقی وعرفانی وقرآنی
جمعه 27 شهریور 1394 :: نویسنده : مهدی

كسانى كه با حضرت مهدى ملاقات كرده ‏اند

این افراد از گروهاى مختلف و در زمانهاى متفاوت بودند كه به این نعمت عظمى نائل گردیدند و ما بطور اجمال به آنها اشاره خواهیم داشت:

1- كسانى كه در زمان طفولیت و مدت مصاحبت ایشان با پدر بزرگوارشان امام عسكرى علیه السلام به خدمت حضرت رسیدند و ایشان را ملاقات نمودند.

عدّه‏اى از این افراد كسانى بودند كه در داخل خانه امام عسكرى علیه السلام راه داشتند از قبیل حلیمه خاتون عمّه امام عسكرى علیه السلام‏  و نسیم و ابو نصر كه خادم منزل امام عسكرى بودند كه هر دوى اینها از وجود حضرت مهدى كرامتى را نقل مى‏كنند و نیز عقید كه غلام امام عسكرى و نیز تربیت شده حضرت بوده است(كفایه الموحدین ج 2 ص 793) گروه دیگرى از بزرگان اصحاب و راویان بودند كه اینها نیز در زمان حیات امام عسكرى علیه السلام به ملاقات حضرت مهدى علیه السلام شرفیاب شدند، كه به دو مورد اشاره مى‏ شود:

الف: شیخ صدوق از معاویة بن حكیم و محمد بن ایوّب و محمد بن عثمان كه هر سه از مفاخر روات بودند نقل مى ‏كند: ما چهل نفر بودیم و خدمت امام عسكرى علیه السلام رسیدیم و فرزندش را به ما نشان داد و فرمود: این امام شما بعد از من است و جانشین من بر شما است از او پیروى كنید و الا هلاك خواهید شد و بعد از امروز دیگر او را نمى ‏بینید.

ب: و نیز شیخ صدوق از احمد بن اسحاق قمى كه از بزرگان علما و روات است به سند خود نقل نموده: روزى به خدمت امام عسكرى علیه السلام شرفیاب شدم و قصد داشتم از امام بعدى سئوال كنم ولى قبل از این‏كه سئوال خود را مطرح كنم امام عسكرى علیه السلام فرمود:

اى احمد هرگز زمین خالى از حجت خدا نمى‏شود و به‏ وسیله آن خیرات و بركات نازل مى‏گردد و بلاها دفع مى ‏گردد، عرض كردم امام بعد از شما كیست؟ به داخل منزل رفت و چون بیرون آمد پسرى سه ساله بسیار جذّاب در دست حضرت بود امام فرمود: چون خیلى پیش ما عزیز هستى این فرزند كه همنام جدش مى‏باشد به تو نشان دادم و این زمین را پراز عدل و داد خواهد كرد، عرض كردم علامت امامت ایشان چیست؟ ناگاه دیدم كه آن طفل لب به سخن گشود و با كلام فصیح فرمود: أنَا بَقیةُ اللَّهِ فی‏ الأرضِ أَنا الْمُنْتَقِمُ وَأَنا الْمَهدی‏ وَأَنا الْقائِمُ بِإذنِ اللَّهِ وَأَنا الْخاتَمُ وَانا الَّذی‏ أمَلاءُ الْأرض قِسْطاً وَعَدلًا بَعدَ ما مُلِئَتْ ظُلماً وَجَوراً. « كفایة الموحدین: ج 2، ص 794.»

2- كسانى‏كه در غیبت صغرى‏ «از سال 260تا329 » به خدمت حضرت شرفیاب شدند.

البته در هنگام فوت امام عسكرى علیه السلام و مخصوصاً موقع نماز خواندن بر پیكر پاك امام، و ظاهر شدن فرزندش مهدى علیه السلام و نماز خواندن بر پدر بزرگوارش طبیعى است كه‏ عدّه كثیرى شاهد این منظره تاریخى بوده ‏اند و شرحش در كتب آمده است. « بحار الأنوار: ج 52، ص 67 »

و اما پس از ورود در سرداب و شروع غیبت صغرى حضرت چهار نائب خاص داشت كه عبارت بودند: به ترتیب از عثمان بن سعید و فرزندش محمد بن عثمان و حسین بن روح و ابو الحسن على بن محمد صیمرى و بعضى نیز سَمَرى نوشته‏اند. « منتخب الأثر: ص 329 » كه اینها واسطه بین مردم و حضرت مهدى بودند و اگر مسئله اى پیش مى‏آمد، شیعیان از طریق نامه به‏وسیله همین افراد از محضر امام علیه السلام استفاده مى ‏كردند.

این چهار نفر بسیار جلیل القدر و بزرگوار بودند، اما عثمان بن سعید وكیل امام هادى و امام عسكرى علیهما السلام نیز بوده است. « بهجة الآمال: ج 5، ص 333» احمد بن اسحاق مى‏گوید: از امام هادى علیه السلام پرسیدم اگر نتوانم به خدمت شما برسم سخن چه كسى را بپذیرم فرمود: این ابو عمرو (عثمان بن سعید عمرى) مورد اطمینان و امین است. هر چه بگوید، از من مى‏ گوید و سپس احمد مى‏ گوید: همین سئوال را از امام عسكرى علیه السلام پرسیدم حضرت همان جواب پدرشان را تكرار كردند « بحار: ج 51، ص 344» و ایشان بدستور امام متكفل كفن و دفن امام عسكرى شدند « اعیان الشیعه: ج 2، ص 47» و پس از امام عسكرى به فرمان حضرت مهدى علیه السلام به وكالت و نیابت ادامه دادند  و پیش از فوت خود فرزندش (محمد) را به امر امام جانشین خود و نائب حضرت معرفى كرد. و اما محمد بن عثمان از بزرگان شیعه، در تقوى و عدالت و بزرگوارى مورد قبول شیعیان بود به‏ طورى كه هیچكس در عدالت و امانت او تردید نداشت. از ناحیه حضرت‏ توقیعى به‏ عنوان تسلیت فوت پدرش صادر گردید و امام عسكرى نسبت به او و پدرش اعلان اعتماد كرد  و فرمود: الْعَمْری‏ وَابْنُه ثِقتانِ فَما ادّیا الیكَ فَعَنّی‏ یُودّیانِ وَما قالا لَكَ‏ فَعنّی‏ یَقُولانِ فَاسْمَعْ لَهُما وَاطعهُما فَانَهُما الثِقَتانِ الْمَأمُونانِ.

محمد بن عثمان براى خود قبرى ترتیب داده بود كه هر روز داخل آن مى‏شد و یك جزء قرآن قرائت مى ‏كرد و از مرگ خود خبر داد و شیعیان از نایب بعد استفسار كردند، فرمود: امام علیه السلام امر كرده كه حسین بن روح را براى سفارت و نیابت معرفى كنم.عبداللَّه بن جعفر حمیرى مى‏ گوید: از محمد بن عثمان پرسیدم: صاحب الأمر را دیده‏اى؟ فرمود: آخرین ملاقاتم با او كنار بیت اللَّه الحرام بود كه مى‏ گفت: اللَّهمُ أَنْجِزْ لِی‏ ما وَعْدتَنی‏.

و نیز فرمود: صاحب الأمر هر سال در حج حاضر مى‏ شود او مردم را مى ‏بیند و مى‏ شناسد و مردم او را مى ‏بینند ولى نمى‏ شناسند. و اما حسین بن روح نزد موافق و مخالف عظمت و بزرگى ویژه‏اى داشت و به عقل و بینش و تقوى و فضیلت مشهور بود و عموم فرقه هاى مذهبى به او توجه داشتند و در زمان نائب دوم محمد بن عثمان متصدى پاره‏اى از امور بود و محمد بن عثمان در موقع مرگ از طرف صاحب الأمر، ایشان را به‏ عنوان سفارت و نیابت معرفى كرد.

و اما ابو الحسن سَمَرى: از كتاب منتهى المقال درباره ایشان نقل شده كه مى‏ نویسد: جلالت قدر او آنچنان زیاد است كه نیازى به توصیف ندارد.





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.


درباره وبلاگ

نقل مطالب با ذکر آدرس وبلاگ بلا مانع است
مدیر وبلاگ : مهدی
نویسندگان
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :