تبلیغات
بادوستان - پاسخ به شبهات در شبهای پیشاور25
بادوستان
مطالبی خواندنی در مورد موضوعات اخلاقی وعرفانی وقرآنی
جمعه 12 تیر 1394 :: نویسنده : مهدی

پرسش: چرا زهد و تقواى على علیه السلام را با سایر صحابه قابل مقایسه نمی ‏دانید؟ قسمت اول

پاسخ: در مورد ویژگى‏هاى امیرالمؤمنین علیه السلام فقط كافى است به بیان آنچه دیگران درباره ایشان گفته ‏اند، پرداخت. به عنوان نمونه به موارد ذیل توجه شود:

1. ابن ابى‏الحدید در شرح نهج البلاغه و محمد بن طلحه شافعى در مطالب السئول از عمر بن عبد العزیز اموى كه در زهد و تقوى زبان زد و سرآمد اهل زمان خود بود نقل مى‏كنند: «بعد از پیامبر، در این امت احدى را نمى‏شناسم كه از على ابن ابى‏طالب پارساتر باشد.»

2. ملا على قوشچى در كتابش مى‏گوید: «عقول عقلا درباره على علیه السلام مات و مبهوت است زیرا او بر گذشتگان و آیندگان قلم كشید.» وى اضافه مى‏كند كه «شنیدن حالات على علیه السلام و وضع زندگانى او هر آدمى را متحیر مى‏كند.»

3. عبداللَّه رافع مى‏گوید: روزى به هنگام افطار به خانه امیرالمؤمنین علیه السلام رفتم. كیسه مهر شده و سر بسته‏اى برایش آوردند. چون كیسه را باز كردم، آرد سبوس دارى كه پوسته‏هاى آن را نگرفته بودند در آن یافتم. على سه كف دست از آن آرد را در دهان خود ریخت و جرعه آبى نیز بالاى آن نوشید. سپس خداى را شكر نمود و سر كیسه را دوباره مُهر نمود. علت را پرسیدم كه یا على! چرا دوباره آن را مهر كردى؟ ایشان فرمود:

چون حسن و حسین علیهما السلام به من محبت مى‏ورزند، مى‏ترسم روغن زیتون و یا شیرینى با آن مخلوط نمایند و نَفسِ على از خوردنش لذت برد. به همین دلیل على جلو نفس خود را از خوردن غذاهاى لذیذ مى‏گیرد تا مغلوب نفس نگردد.

4. امام على علیه السلام در آخرین شب عمر خود به امام حسن گفت: بگذارید مردم بیایند و اگر سؤالى دارند قبل از این‏كه به من دسترسى نداشته باشند بپرسند. صعصعه از ایشان پرسید دلیل افضل بودن شما بر آدم چیست؟ امام در پاسخ گفت: آدم از گندم منع شده خورد، در حالى كه همه چیز برایش مهیا بود ولى على هرگز گندم نخورد.

5. سلیمان بلخى در ینابیع المودة، محمد بن طلحه شافعى در مطالب السئول، خطیب خوارزمى در مناقب و طبرى در تاریخ خود از سوید بن غفله نقل نموده‏اند:

«روزى خدمت امیرالمؤمنین علیه السلام رسیدم، ظرف ماست ترشى كه بوى ترشیدگى آن به مشام مى‏رسید، همراه با قرص نان جوین خشكیده سبوس دارى در دست ایشان دیدم.

نان به قدرى خشك بود كه شكسته نمى‏شد و امیرالمؤمنین علیه السلام آن را با زانوى خود مى‏شكست، و در همان ماست ترش نرم مى‏كرد و مى‏خورد. ایشان به من نیز تعارف كرد و من گفتم روزه هستم. ایشان فرمود: از حبیبم پیامبر خدا صلى الله علیه و آله شنیدم كه هر كس روزه باشد و میل به طعامى پیدا كند و براى خدا از آن نخورد، خداوند از طعام‏هاى بهشتى به او بخوراند.» سوید گفت: دلم به حال على علیه السلام سوخت و به فضّه، خادمه آن حضرت كه در نزدیك من بود، گفتم: از خدا نمى‏ترسى كه سبوس جو را نمى‏گیرى و برایش نان مى‏پزى؟ فضه به خدا سوگند خورد كه خودش مرا منع كرده تا سبوس آن را نگیرم. سپس امام از من پرسید: به فضّه چه مى‏گفتى؟ برایشان توضیح دادم. آنگاه امام گفت پدر و مادرم فداى رسول‏اللَّه صلى الله علیه و آله باد كه سبوس طعامش را نمى‏گرفت و از نان گندم سه روز سیر نخورد تا از دنیا رفت- كنایه از تأسى ایشان به پیغمبر است.






نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.


درباره وبلاگ

نقل مطالب با ذکر آدرس وبلاگ بلا مانع است
مدیر وبلاگ : مهدی
نویسندگان
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :