تبلیغات
بادوستان - پاسخ به شبهات در شبهای پیشاور24
بادوستان
مطالبی خواندنی در مورد موضوعات اخلاقی وعرفانی وقرآنی
جمعه 5 تیر 1394 :: نویسنده : مهدی
پاسخ به شبهات در شبهای پیشاور 24 (قسمت 3)

اكنون براى برخى ممكن است این سؤال پیش آید كه مگر ابوطالب یا فاطمه بنت اسد، پیغمبر بوده‏اند كه نام على علیه السلام به آن‏ها وحى شده است؟ باید گفت كه وحى به معناى اعلام و ابلاغ پنهانى است. چون وحى داراى مراتبى است، پس صرفاً مخصوص انبیا نمى‏باشد و چنانچه در قرآن مجید آمده است: وَ أَوْحى‏ رَبُّكَ إِلَى النَّحْلِ أَنِ اتَّخِذِی مِنَ الْجِبالِ بُیُوتاً وَ مِنَ الشَّجَرِ وَ مِمَّا یَعْرِشُونَ‏؛ «خدا به زنبور عسل وحى كرد كه در كوه‏ها و درختان و سقف‏هاى بلند منزل گیرد»، «نحل 68» مخلوقات دیگرى هم مثل زنبور عسل و مادر حضرت موسى، مورد وحى و الهام قرار گرفته‏اند. در سوره قصص نیز به مادر حضرت موسى مى‏فرماید: وَ أَوْحَیْنا إِلى‏ أُمِّ مُوسى‏ أَنْ أَرْضِعِیهِ فَإِذا خِفْتِ عَلَیْهِ فَأَلْقِیهِ فِی الْیَمِ‏ وَ لا تَخافِی وَ لا تَحْزَنِی إِنَّا رَادُّوهُ إِلَیْكِ وَ جاعِلُوهُ مِنَ الْمُرْسَلِینَ‏؛ «به مادر موسى وحى كردیم كه طفلت را شیر ده و چون از آسیب فرعونیان بر او ترسان شدى، او را به دریا افكن. هرگز نترس و محزون مباش كه ما او را به تو باز خواهیم گرداند، و او را از پیامبران مرسل گردانیم.» «قصص7» سوره مریم نیز خبر از راهنمایى مریم مادر حضرت عیسى علیه السلام مى‏دهد:

فَناداها مِنْ تَحْتِها أَلَّا تَحْزَنِی قَدْ جَعَلَ رَبُّكِ تَحْتَكِ سَرِیًّا وَ هُزِّی إِلَیْكِ بِجِذْعِ النَّخْلَةِ تُساقِطْ عَلَیْكِ رُطَباً جَنِیًّا فَكُلِی وَ اشْرَبِی وَ قَرِّی عَیْناً فَإِمَّا تَرَیِنَّ مِنَ الْبَشَرِ أَحَداً فَقُولِی إِنِّی نَذَرْتُ لِلرَّحْمنِ صَوْماً فَلَنْ أُكَلِّمَ الْیَوْمَ إِنْسِیًّا؛ از زیر درخت او را ندا داد كه غمگین مباش كه خدایت از زیر قدم تو چشمه آبى جارى كند. اى مریم! شاخه درخت را حركت ده تا از آن براى تو رطب تازه فرو ریزد. از این رطب تناول كن و از این چشمه نیز آب بنوش. چشم خود را به عیسى روشن دار- مواظب باش- و هر كس از مردم را دیدى با اشاره به وى بگو كه من براى خدا روزه سكوت نذر كرده‏ام تا با كسى سخن نگویم.» «مریم 24-25»

به استناد همان شواهد، دستور نامگذارى نوزاد متولد شده فاطمه بنت اسد در كعبه به ابوطالب وحى شد. آنگونه كه در مودة القربى، ینابیع المودة و كفایة الطالب نقل شده:

چون مولود كعبه از مادرش فاطمه متولد شد، فاطمه اسم پدرش اسد را بر او نهاد، ولى ابوطالب از این نامگذارى خرسند نبود. پس به فاطمه گفت: «بیا امشب با هم به كوه ابوقبیس (یا مسجد الحرام) برویم و خدا را بخوانیم تا شاید براى اسم این بچه راهنمایى شویم.

شب هنگام، هر دو به كوه ابو قبیس (یا مسجد الحرام) رفته و به دعا مشغول شدند.

ابوطالب دعاى خویش را آغاز نمود و خواست تا خداوند از خزانه غیب خویش نام این نوزاد را آشكار نماید. در آن هنگام صدایى از آسمان برخاست. ابوطالب سر به آسمان بلند كرد، لوحى از زبرجد سبز مشاهده كرد كه بر آن چهار سطر شعر نوشته بود. لوح را برگرفت و بر سینه‏اش چسباند. در آن لوح اسم «على» كه مشتق شده از «اعلى» است، نوشته شده بود. ابوطالب از شدت خوشحالى به سجده افتاد و بارى تعالى را شكر نمود.

سپس به شكرانه این امر عظیم، ده شتر قربانى نمود و آن لوح را در مسجد الحرام آویخت. بنى‏هاشم به داشتن آن لوح بر قریش افتخار مى‏كرد. آن لوح تا زمان جنگ حجّاج با عبداللَّه بن زبیر، در مسجد الحرام وجود داشت و بعد مفقود گردید. « مودة القربى، مودت هشتم، ینابیع الموده باب 7، كفایة الطالب‏»








نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.


درباره وبلاگ

نقل مطالب با ذکر آدرس وبلاگ بلا مانع است
مدیر وبلاگ : مهدی
نویسندگان
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :